گاهی فردی قصد انجام جنایت کوچکی را دارد اما ناخواسته نتیجهای شدیدتر از خواست او رخ میدهد. مثلاً کسی میخواهد فقط انگشت دیگری را ببرد اما در اثر این کار، دست آن شخص قطع میشود یا حتی میمیرد. در چنین مواردی، قانون بین قصد و نتیجهٔ حاصله تفاوت میگذارد. نسبت به آن بخشی که قصد داشته (مثلاً بریدن انگشت) عمل او عمدی محسوب میشود، ولی نسبت به نتیجهٔ شدیدتر (قطع دست یا مرگ) که فراتر از قصدش بوده، حکم شبهعمد را دارد. شرط اصلی این است که نتیجهٔ بیشتر، از نوع جنایات عمدی نباشد. یعنی اگر کسی قصد زخمی سطحی داشته ولی به علت نامعلومی کار به مرگ بکشد، چون قتل عمد نیاز به قصد کشتن یا دستکم آگاهی از کشنده بودن عمل دارد، در اینجا قتل شبهعمد تلقی میشود. بنابراین دیهٔ جنایت شدیدتر مطابق مقررات شبهعمد پرداخت میشود و قصاص هم در آن جاری نیست. در عمل، این ماده برای مواردی به کار میرود که نتیجه از رفتار پیشبینیپذیر نبوده یا شخص به نتیجهٔ شدیدتر رضایت نداشته است. هدف قانون این است که فرد را تنها به اندازهٔ قصد واقعیاش مسئول بداند، نه بیش از آن.