اگر کسی در بازجویی یا دادگاه به خاطر تهدید، کتک خوردن، شکنجه، آزار روحی مثل ترساندن شدید یا آزار جسمی مجبور به اعتراف شود، آن اعتراف در دادگاه به هیچ درد نمیخورد و نمیتواند مبنای محکومیت قرار بگیرد. حتی اگر این اعتراف در پرونده ثبت شده باشد، قاضی وظیفه دارد خودش دوباره از آن متهم تحقیق کند و حرفش را بشنود، بدون اینکه تحت تأثیر آن اعتراف قبلی قرار بگیرد. این قانون برای این است که اعترافاتی که از روی ناچاری و فشار گرفته میشوند، قابل استناد نباشند و کسی به خاطر اعترافی که زیر شکنجه یا تهدید کرده، مجازات نشود. در عمل یعنی اگر متهم ادعا کند که به زور وادار به اعتراف شده، دادگاه نمیتواند به آن اعتراف تکیه کند و باید از راههای دیگر حقیقت را پیدا کند.