خواب، بیهوشی و هر حالت مشابهی که اراده و اختیار انسان را به طور کامل از بین ببرد، مانع تحقق مسئولیت کیفری است. یعنی اگر کسی در این حالات عملی انجام دهد که در شرایط عادی جرم محسوب میشود، قابل مجازات نیست. دلیل این حکم روشن است: عنصر روانی جرم که همان قصد و اراده است، در این حالت وجود ندارد. اما استثنای مهمی در این قاعده وجود دارد. اگر شخصی از قبل بداند که در خواب یا بیهوشی ممکن است مرتکب جرم شود و با علم به این موضوع، عمداً خود را به خواب بزند یا با مصرف مواد یا هر وسیله دیگر خود را بیهوش کند، دیگر نمیتواند به این حالت به عنوان بهانهای برای فرار از مجازات استناد کند. در این صورت، چون مقدمه جرم را آگاهانه فراهم کرده، مسئول شناخته میشود و مجازات بر او بار میشود. در عمل، اثبات این که شخص از قبل میدانسته در خواب یا بیهوشی مرتکب جرم میشود و با این آگاهی خود را به آن حالت انداخته، کار دشواری است و نیاز به دلایل محکم دارد. بنابراین، قانونگذار با این ماده هم اصل مسئولیت را بر اساس اراده آزاد استوار کرده و هم از سوءاستفاده احتمالی از این حالت جلوگیری نموده است.