این ماده دربارهٔ کسانی است که دست به عملی میزنند تا جرمی را انجام دهند، اما کاری که میکنند کامل نمیشود و جرم رخ نمیدهد. مهم این است که ناقص ماندن جرم به خاطر عاملی بیرون از ارادهٔ خودشان باشد؛ مثلاً پلیس سر برسد یا مانع طبیعی پیش بیاید، نه اینکه خودشان پشیمان شوند و دست بکشند. در این حالت، قانون میگوید این شخص «شروع به جرم» کرده و مجازاتی سبکتر از مجازات همان جرم کامل میگیرد. مجازات شروع به جرم بر اساس شدت مجازات آن جرم تعیین شده است. اگر جرمی که قصدش را داشته مجازاتش اعدام، حبس ابد یا حبس تعزیری درجه یک تا سه باشد، شروعکننده به حبس تعزیری درجه چهار محکوم میشود. برای جرایمی که مجازات اصلیشان قطع عضو یا حبس درجه چهار است، مجازات شروع به جرم حبس درجه پنج خواهد بود. و برای جرایمی که مجازاتشان شلاق حدی یا حبس درجه پنج است، مجازات شروع به جرم یکی از سه نوع حبس درجه شش، شلاق یا جزای نقدی درجه شش است. یک نکتهٔ دیگر هم هست: گاهی کسی کاری میکند که اگر شرایط عادی بود، مستقیماً به جرم میانجامید، ولی به خاطر یک مانع مادی که خودش از آن خبر ندارد، جرم غیرممکن میشود. مثلاً کسی بخواهد با شلیک گلوله کسی را بکشد اما اسلحه خالی باشد و او نداند. در این حالت هم قانون آن اقدام را شروع به جرم حساب میکند، چون نیت و اقدام مستقیم وجود داشته و فقط یک عامل ناشناخته جلوی وقوع جرم را گرفته است.