در دعاوی حقوقی و کیفری، گاهی قانون به سوگند به عنوان راهی برای پایان دادن به اختلاف یا اثبات ادعا اهمیت میدهد. این ماده میگوید هرکدام از طرفهای دعوا (شاکی، متهم، خواهان یا خوانده) میتوانند از این حق استفاده کنند و دادگاه هم موظف است آن را بپذیرد. اما این حق در همه جا یکسان نیست. در دعاوی مربوط به حقالناس، یعنی جایی که حق شخصی افراد مطرح است (مثل سرقت یا ضرب و جرح)، شرایط فرق میکند. در این نوع دعواها، متهم فقط در صورتی میتواند سوگند بخورد که صاحب حق (شاکی یا زیاندیده) از او بخواهد. یعنی دادگاه خودش نمیتواند به متهم بگوید سوگند یاد کن تا از اتهام رها شوی؛ این حق کاملاً در اختیار شاکی است. اگر شاکی درخواست سوگند نکند، دادگاه حق ندارد متهم را سوگند بدهد. پس نتیجه عملی این ماده این است که در حقالناس، ابتکار عمل سوگند با شاکی است و او تصمیم میگیرد که با سوگند متهم دعوا را خاتمه دهد یا نه. در مقابل، در سایر موارد که قانون سوگند را پذیرفته، هر طرف دعوا مستقلاً میتواند از این حق استفاده کند.