در جریان دادرسی کیفری، وقتی شهود یا مطلعانی برای ادای شهادت یا بیان اطلاعات در دادگاه حاضر میشوند، این وظیفه دادگاه است که هر سوالی را که برای روشن شدن زوایای پرونده یا برطرف کردن اختلاف نظرها یا ابهامات موجود ضروری بداند، از آنها بپرسد. بنابراین، قاضی صرفاً شنونده منفعل نیست و میتواند و باید با طرح پرسشهای دقیق، حقیقت را جویا شود. این اختیار دادگاه به این معنا نیست که طرفین دعوا (شاکی، متهم یا وکلای آنها) دیگر حق پرسش ندارند، بلکه پرسشهای قاضی در کنار پرسشهای طرفین صورت میگیرد و هدف اصلی آن کمک به احراز واقعیت و اتخاذ تصمیم عادلانه است. تشخیص اینکه چه پرسشی «لازم» است کاملاً با دادگاه است و بر اساس اوضاع و احوال هر پرونده متفاوت خواهد بود. نتیجه عملی این ماده، تضمین دقت و شفافیت در دادرسی است. با طرح این پرسشها، احتمال باقی ماندن نکات مبهم در پرونده کاهش مییابد و دادگاه میتواند به ارزیابی دقیقتری از صحت و سقم اظهارات شهود و مطلعان دست یابد.