در هر استان شخصی به نام دادستان شهرستان مرکز استان وجود دارد که وظیفه نظارت بر کار دادستانهای دیگر شهرستانهای آن استان را بر عهده دارد. این نظارت شامل دادستانهای شهرستانها، قضات دادسرا و حتی کسانی که در دادگاه بخش کار دادستان را انجام میدهند میشود. منظور از «حیث این وظایف» یعنی نظارت بر این که آیا این مقامها وظایف قانونی خود را درست انجام میدهند یا نه. علاوه بر نظارت بر کارها، این دادستان مرکزی باید بر «حسن اجرای آرای کیفری» هم نظارت کند؛ یعنی ببیند آیا حکمهایی که دادگاهها در پروندههای کیفری صادر کردهاند به درستی اجرا میشوند یا خیر. اگر لازم باشد، تعلیمات و دستورالعملهایی به آن مقامها ارائه میدهد تا کارها به شکل صحیح انجام شود. در عمل این ماده باعث میشود دادستانی کلانتر بر عملکرد دادسراهای کوچکتر نظارت داشته باشد و اگر تخلف یا کوتاهی در انجام وظایف یا اجرای احکام ببیند، تذکر یا راهنمایی لازم را بدهد. این نظارت یکپارچگی و هماهنگی در نظام دادسراهای استان را تضمین میکند.