شرکتها هنگام نوشتن اساسنامه میتوانند روش خاص خود را برای تصفیه (یعنی پایان کار و تسویه حساب شرکت) تعیین کنند و لزومی ندارد حتماً از قوانین پیشفرض قانون تجارت پیروی کنند. اما این آزادی مطلق نیست و شرکتها موظفاند مقرراتی را که در مواد مشخصی از قانون آمده رعایت کنند. به عبارت دیگر، هر شرکتی میتواند ترتیب تصفیه را مطابق میل خود در اساسنامه بنویسد، به شرطی که با مواد ۲۰۷ تا ۲۱۰، ۲۱۵ تا ۲۱۷ و بخش پایانی ماده ۲۱۱ قانون تجارت مغایرت نداشته باشد. این مواد معمولاً به مسائل مهمی مانند نحوه انتخاب مدیر تصفیه، وظایف او، ترتیب پرداخت بدهیها و تقسیم دارایی بین شرکا میپردازند. اگر شرکتی در اساسنامه خود ترتیبی خلاف این مواد تعیین کند، آن بخش از اساسنامه باطل است و قانون جایگزین آن میشود.