رأیی که داور صادر میکند همیشه نهایی و لازمالاجرا نیست و در شش حالت خاص از درجه اعتبار ساقط میشود و دیگر نمیتوان آن را اجرا کرد. اولین حالت جایی است که خود رأی با قانونی که حق را ایجاد کرده در تضاد باشد. دومین مورد وقتی است که داور درباره چیزی نظر داده که اصلاً درخواست داوری برای آن مطرح نبوده. سومین وضعیت هم مشابه همین است اما با این تفاوت که داور از اختیاراتی که طرفین به او داده بودند فراتر رفته؛ در اینجا فقط همان بخش اضافی بیاعتبار میشود و باقی رأی به قوت خود باقی میماند. چهارمین حالت به مهلت داوری مربوط است: اگر داور بعد از تمام شدن مهلت قانونی یا توافقی، رأی را صادر و تحویل دهد، آن رأی باطل است. پنجمین مورد به اسناد رسمی برمیگردد: رأی داوری نمیتواند با آنچه در دفترخانه اسناد رسمی یا دفتر املاک ثبت شده و اعتبار قانونی دارد، مغایرت داشته باشد. ششمین و آخرین حالت هم به صلاحیت خود داوران برمیگردد: اگر رأی توسط کسانی صادر شده باشد که اصلاً حق رأی دادن نداشتهاند، باطل است. همین حکم در موردی جاری است که قرارداد ارجاع به داوری از ابتدا بیاعتبار بوده باشد. در عمل، هر یک از طرفین دعوا میتواند با استناد به یکی از این موارد، درخواست ابطال رأی داوری را از دادگاه صالح بخواهد. نکته مهم این است که دادگاه در این فرآیند وارد ماهیت دعوا نمیشود و فقط تشریفات و حدود اختیارات داور را بررسی میکند.