اقرار، یعنی اینکه کسی به زیان خودش مطلبی را بگوید یا چیزی را بپذیرد، تنها زمانی در دادگاه یا نزد دیگران معتبر است که آن مطلب از نظر عقل و عرف امکانپذیر باشد. اگر کسی به چیزی اقرار کند که بر اساس قواعد عقلانی، عادت مردم یا واقعیتهای زندگی قابل وقوع نیست، آن اقرار هیچ ارزش حقوقی ندارد و اثری بر آن بار نمیشود. برای مثال، اگر کسی بگوید من به کسی که ده سال پیش فوت کرده، بدهکارم، یا اقرار کند که در یک دقیقه یک میلیون تومان قرض گرفته است، چنین اقرارهایی به دلیل غیرمعقول یا غیرعادی بودن، در قانون پذیرفته نمیشود. همچنین اگر موضوع اقرار خود بر اساس قانون ممنوع یا باطل باشد، مانند اقرار به رابطه نامشروع یا انجام معامله حرام، چنین اقرارهایی نیز بیاثر است. نتیجه این قانون آن است که اقرار تنها در صورتی میتواند مبنای تصمیم قاضی یا ایجاد تعهد شود که موضوع آن هم از نظر عقلی و عرفی ممکن باشد و هم مخالف قانون نباشد. در غیر این صورت، هرچند کسی به زیان خود اقرار کند، نمیتواند برای طرف مقابل ایجاد حق کند.