گاهی در هنگام بستن یک قرارداد یا عقد، یکی از دو طرف قید میکند که طرف دیگر حتماً یک ویژگی یا صفت مشخصی داشته باشد؛ مثلاً در عقد نکاح شرط شود که زوج دارای مدرک دکتری باشد. اگر بعد از عقد معلوم شود که آن شخص واقعاً آن ویژگی را ندارد، طرف دیگر میتواند قرارداد را به هم بزند. این حق فسخ چه در جایی که آن صفت صریحاً در متن عقد نوشته شده باشد وجود دارد، چه در جایی که هر دو طرف هنگام عقد روی آن توافق ضمنی داشتهاند ولی در متن نیامده باشد. مهم این است که این حق فسخ به خاطر فقدان آن صفت ایجاد میشود، نه به خاطر دروغ یا فریب. یعنی اگر کسی به اشتباه یا بدون سوءنیت صفتی را ادعا کند و بعد معلوم شود ندارد، طرف مقابل باز هم میتواند عقد را فسخ کند. این قاعده در هر نوع عقدی که شرط صفت در آن ممکن است، جاری میشود و برای حمایت از طرفی است که با اعتماد به آن صفت، وارد معامله شده است.