قانون برای زمانی که فردی غایب و مفقودالاثر میشود، دو حالت در نظر گرفته: یکی غیبت عادی و دیگری غیبت غیرعادی که در آن بهطور معمول امیدی به زنده بودن او نیست. این ماده سه وضعیت را مشخص میکند که در آنها دادگاه میتواند فرض کند شخص غایب دیگر زنده نیست. اولین حالت وقتی است که از آخرین خبر فرد ده سال گذشته باشد و او در این مدت به سن ۷۵ سالگی رسیده باشد. دومین حالت مربوط به نظامیانی است که در جنگ ناپدید شدهاند: اگر جنگ با صلح پایان یافته باشد، سه سال پس از صلح و اگر صلحی در کار نباشد، پنج سال پس از پایان جنگ، میتوان فرض مرگ کرد. سومین حالت مسافران کشتیای است که در دریا غرق شده؛ سه سال پس از غرق شدن کشتی، اگر خبری از مسافر نرسد، زنده فرض نمیشود. این موارد «اماره» قانونی هستند، یعنی دادگاه ملزم است بر اساس آنها حکم به فرض فوت بدهد، مگر اینکه خلاف آن ثابت شود. پس از اثبات این شرایط در دادگاه، اموال غایب بین وراث تقسیم میشود و همسر او میتواند ازدواج کند. نکته مهم این است که اگر بعداً معلوم شود غایب زنده است، تمام تصمیمات قبلی از جمله تقسیم ارث و ازدواج همسر معتبر میماند و فرد بازگشته فقط میتواند اموال باقیمانده را پس بگیرد. برای استفاده از این ماده، ورثه یا ذینفعان باید به دادگاه مراجعه کنند و مدارک لازم مثل گواهی آخرین خبر، گواهی سن غایب، یا اسناد مربوط به جنگ یا غرق کشتی را ارائه دهند. دادگاه پس از احراز شرایط، حکم فرض فوت صادر میکند. این یک فرآیند حقوقی است و تا زمانی که حکم قطعی صادر نشود، غایب همچنان در حکم زنده محسوب میشود و اموالش تصرف نمیشود.