فرض کنید شخصی به عنوان ضامن بدهی دیگری را پرداخت کرده، اما بعداً خود بدهکار اصلی همان بدهی را دوباره به طلبکار میپردازد. در این حالت، قانون میگوید ضامن دیگر نمیتواند برای دریافت پولش به طلبکار مراجعه کند، چون طلبکار دو بار پول گرفته و این بیعدالتی است. بلکه ضامن باید سراغ بدهکار اصلی برود و پولش را از او بگیرد. از طرف دیگر، بدهکار اصلی که دوباره پول داده، حق دارد از طلبکار بخواهد مبلغی را که اضافه پرداخت کرده به او برگرداند. پس در اینجا دو رابطه جداگانه شکل میگیرد: یکی بین ضامن و بدهکار اصلی برای استرداد وجه پرداختی ضامن، و دیگری بین بدهکار اصلی و طلبکار برای بازپسگیری پرداخت تکراری. نکته کلیدی این است که طلبکار نمیتواند هر دو مبلغ را نگه دارد. قانون جلوی این بیعدالتی را گرفته و مسیر صحیح بازپرداخت را مشخص کرده است: ضامن از بدهکار اصلی طلبکار میشود و بدهکار اصلی هم از طلبکار اصلی.