این ماده مواردی را برمیشمارد که به رابطهٔ وکالت خاتمه میدهد. به محض وقوع هر یک از این موارد، اختیارات وکیل خودبهخود پایان مییابد و دیگر نمیتواند به نمایندگی از موکل اقدامی انجام دهد. این پایانیافتن ممکن است ارادی باشد یا غیرارادی. در حالت ارادی، موکل میتواند هر زمان که بخواهد وکیل را عزل کند و وکیل هم میتواند استعفا دهد. در حالت غیرارادی، اگر وکیل یا موکل فوت کند یا به جنون مبتلا شود، وکالت از بین میرود. جنون در اینجا به معنای از دست دادن کامل عقل و تشخیص است و شامل مواردی مثل فراموشی یا ناتوانیهای جزئی نمیشود. پس از خاتمهٔ وکالت، اگر وکیل با وجود آگاهی از پایان آن، کاری انجام دهد، مسئولیت عواقب آن با خودش خواهد بود. البته اگر وکیل از پایان وکالت بیخبر باشد و کارش به نفع موکل انجام شود، گاهی ممکن است تحت عنوان «فضولی» قابل توجیه باشد.