در قراردادی که هر دو طرف برای خود حق فسخ دارند، اگر یکی از آنها قرارداد را تأیید یا امضا کند و طرف دیگر در همان زمان حق فسخ خود را اعمال نماید، قرارداد خودبهخود از بین میرود. منظور از «امضا» در این ماده، اعلام رضایت نهایی و گذشتن از حق فسخ نیست، بلکه صرفاً اقدامی است که نشان دهد آن طرف هنوز قرارداد را پذیرفته است. در این حالت، فسخ طرف دیگر بر امضای طرف اول غلبه میکند و قرارداد منحل میشود. نتیجه این است که صرف تأیید یک طرف مانع از اعمال حق فسخ طرف دیگر نمیشود. بنابراین اگر هر دو خیار داشته باشند، تا زمانی که هر دو امضا نکردهاند یا یکی فسخ نکرده باشد، قرارداد قابل برهمزدن باقی میماند. این قاعده در معاملاتی مانند بیع شرط یا قراردادهایی با شرط خیار کاربرد دارد که طرفین از ابتدا اختیار فسخ را برای خود محفوظ داشتهاند. در عمل، این ماده به خریدار و فروشنده یادآوری میکند که حتی پس از امضای یک طرف، طرف دیگر میتواند بدون نیاز به رضایت او قرارداد را فسخ کند. پس اگر هر دو حق فسخ دارند، تا پایان مهلت قانونی یا توافقی خیار، هیچکدام نباید به امضای طرف مقابل بهعنوان نشانه قطعی بودن معامله اعتماد کنند.