گاهی فروشنده یا خریدار بدون اینکه صریحاً بگوید معامله را به هم میزند، کاری انجام میدهد که نشان میدهد دیگر به آن پایبند نیست. مثلاً فروشنده خانهای را که فروخته دوباره به دیگری میفروشد یا خریدار ماشینی را که خریده به تعمیرگاه میفرستد تا برای خودش نگه دارد. قانون این رفتارها را که به طور معمول نشاندهنده قصد برهم زدن معامله هستند، بهعنوان «فسخ فعلی» میشناسد. یعنی همین عمل بهتنهایی حکم اعلام فسخ را دارد و نیازی به گفتن لفظی «فسخ میکنم» نیست. برای اینکه یک عمل، فسخ فعلی محسوب شود، باید از روی عرف و عادت معلوم باشد که طرف معامله قصد پایان دادن به قرارداد را دارد. اگر کسی کاری انجام دهد که معمولاً با بقای معامله سازگار نیست، آن کار بهمنزله فسخ تلقی میشود و حقوق و تعهدات طرفین از آن لحظه تغییر میکند. مثلاً اگر خریدار جنسی را که خریده بدون اجازه به دیگری بفروشد، این عمل نشان میدهد که او دیگر خود را مالک نمیداند و عملاً معامله اول را فسخ کرده است. نتیجه فسخ فعلی همانند فسخ با لفظ است: معامله از ابتدا به هم میخورد و هر طرف باید چیزی را که گرفته بازگرداند. اما توجه داشته باشید که تشخیص اینکه یک عمل «نوعاً» کاشف از به هم زدن معامله است یا نه، به عرف و عادت بازار بستگی دارد و ممکن است در موارد اختلافی نیاز به نظر کارشناس یا قاضی داشته باشد.