این ماده قانونی تکلیف چیزهایی را که در یک معامله همراه با مال اصلی به خریدار منتقل میشوند، روشن میکند. برای نمونه، اگر کسی یک خانه بخرد، همه چیزهایی که به ساختمان چسبیده و جداسازی آنها بدون خرابی ممکن نیست - مانند در و پنجره، لولهها و تأسیسات - خودبهخود در مالکیت خریدار قرار میگیرد. همین قاعده در خرید باغ هم صدق میکند: درختهای موجود در باغ و نیز راه آب و مسیر عبور از ملک، جزو فروش محسوب میشوند. برعکس، در برخی موارد، چیزهایی که به ظاهر با مال اصلی هستند، خودبهخود به خریدار نمیرسند. مثلاً اگر کسی فقط زمین را بخرد، محصولات کشاورزی که در آن کاشته شده به او تعلق ندارد. یا اگر درخت بخرید، میوههای روی آن برای فروشنده باقی میماند. در خرید حیوان هم، بچه یا جنین داخل شکمش جزو معامله نیست، مگر اینکه در قرارداد صریحاً ذکر شده باشد یا عرف محل، آن را جزء عرفی معامله بداند. نکته کلیدی این است که این مقررات پیشفرض قانون است، نه یک حکم اجباری. یعنی خریدار و فروشنده میتوانند هر طور که بخواهند توافق کنند و خلاف این ترتیب عمل نمایند. مثلاً میتوانند در قرارداد قید کنند که میوههای درخت هم به خریدار برسد یا برعکس، محصولات کشتشده در زمین از آن فروشنده بماند. بنابراین، آزادی قراردادی طرفین بر این قواعد پیشفرض برتری دارد.