در قراردادها گاهی یکی از طرفین شرطی را به نفع طرف دیگر میگذارد. طبق این قاعده، کسی که شرط به نفع او بسته شده میتواند از اجرای آن صرفنظر کند و اگر چنین کند، انگار که آن شرط اصلاً در قرارداد وجود نداشته است. اما این اختیار فقط برای شرطهایی است که انجام یک کار یا خودداری از کاری را میخواهند. نکته مهم این است که اگر شرط از نوع «شرط نتیجه» باشد – یعنی رسیدن یک نتیجه حقوقی مشخص مثل مالک شدن یا بدهکار شدن – قابل اسقاط نیست. چون چنین شرطی به محض بسته شدن قرارداد، نتیجه خود را خودبهخود ایجاد میکند و دیگر نمیتوان آن را نادیده گرفت. برای مثال اگر در قرارداد شرط شود که خریدار مالک خانه شود، این نتیجه با امضای قرارداد حاصل میگردد و خریدار نمیتواند بعداً بگوید من از این شرط صرفنظر میکنم. در عمل، این ماده به طرفی که شرط به نفع اوست اختیار میدهد در هر زمان از امتیاز خود چشم بپوشد، مگر اینکه شرط بهگونهای باشد که با وقوع آن، یک اثر حقوقی قطعی ایجاد شده باشد. در این صورت، دیگر راهی برای برگرداندن آن اثر وجود ندارد.