اگر در یک قرارداد شرطی گذاشته شده باشد که انجام آن برای طرفی که شرط به نفع اوست ممکن نباشد، و آن کار به گونهای هم نباشد که شخص دیگری بتواند به جای او انجامش دهد، در این صورت طرف دیگر قرارداد میتواند معامله را به هم بزند و فسخ کند. مثلاً فرض کنید کسی خانۀ خود را میفروشد به شرطی که فروشنده برای خریدار مجسمهای بسازد، اما فروشنده هنرمند نیست و از پس این کار برنمیآید و جایگزینی هم نمیتوان برای این کار تعیین کرد. در چنین وضعیتی خریدار میتواند قرارداد را فسخ کند. این ماده در جایی کاربرد دارد که اجرای شرط مستقیماً به شخص طرف مشروطعلیه وابسته باشد و قابل واگذاری به دیگری نباشد. منظور از «اجبار مشروطعلیه» هم این است که از راه قانونی نتوان او را مجبور به اجرا کرد؛ مثلاً اگر اجرا نیاز به مهارت یا تخصص منحصربهفرد خود او داشته باشد. نتیجه نهایی این است که قانون برای جلوگیری از بنبست در قراردادها، به طرف مقابل حق فسخ میدهد تا زیان نبیند.