در قراردادها همیشه نیازی نیست که همه جزئیات را صریحاً بنویسید. اگر در عرف جامعه یا میان بازاریان، موضوعی آنقدر رایج و پذیرفته شده باشد که هر دو طرف بدون گفتن هم آن را بدیهی فرض کنند، قانون آن را مثل شرطی که در قرارداد نوشته شده باشد معتبر میداند. مثلاً اگر کسی ماشینی را بخرد بدون اینکه درباره رنگش حرف بزند، ولی عرف آن منطقه رنگ خاصی را برای آن مدل ماشین معمول بداند، فروشنده همان رنگ را باید تحویل دهد. این قاعده به این معناست که عرف و عادت مسلم، در حکم شرط ضمن عقد است و طرفین نمیتوانند بعداً ادعا کنند از آن بیخبر بودهاند. البته این حکم وقتی اجرا میشود که عرف چنان ریشهدار باشد که عقد را بدون ذکر آن ناقص یا نامفهوم کند. در غیر این صورت، اگر عرف ضعیف یا مورد اختلاف باشد، نمیتوان آن را معادل شرط صریح دانست.