وقتی که شما یک قرارداد میبندید، هر کلمه و عبارتی که در آن به کار میبرید باید بر اساس همان معنایی تفسیر شود که در عرف و میان مردم رایج است. یعنی اگر در قرارداد نوشته شده «خانه»، منظور همان معنای معمول و متداول خانه در جامعه است، نه یک تعریف شخصی یا تخصصی که فقط خودتان یا طرف مقابل در نظر دارید. قانون در اینجا به عرف عمومی جامعه ارجاع میدهد و میگوید الفاظ قراردادها را باید مطابق با فهم عرفی تفسیر کرد. این قاعده در مورد همه انواع قراردادها از بیع و اجاره گرفته تا صلح و هبه و غیره جاری است. منظور از عرف هم در اینجا عرف عام و عمومی مردم است، نه عرف خاص یک صنف یا منطقه خاص. مثلاً اگر یک تاجر در قراردادش از اصطلاحات تخصصی بازرگانی استفاده کند، تا وقتی که آن اصطلاحات برای عموم مردم مفهوم عرفی دارد، همان معنا ملاک است. نتیجه عملی این ماده این است که اگر بعداً بین شما و طرف مقابل درباره معنای یک عبارت اختلاف پیش بیاید، دادگاه به عرف مراجعه میکند و قرارداد را بر اساس معنای عرفی تفسیر میکند. پس بهتر است در قراردادها از الفاظ و عباراتی استفاده کنید که در میان مردم دارای معنای روشن و بدون ابهام هستند تا بعداً دچار تفسیرهای متفاوت نشوید.