اگر کسی را با تهدید و فشار وادار به انجام یک معامله کنند، آن معامله از نظر قانونی نافذ نیست. یعنی تا زمانی که طرفی که تحت فشار بوده آن را تأیید نکند، معامله به صورت کامل درست و قابل اجرا نخواهد بود. این حکم فقط مربوط به تهدید از طرف یکی از دو طرف معامله نیست؛ بلکه حتی اگر شخص دیگری که در معامله نقشی ندارد، طرف مقابل را بترساند و او را مجبور به خرید یا فروش کند، باز هم معامله غیرنافذ محسوب میشود. برای مثال، فرض کنید شخصی مغازهاش را به اجبار و به خاطر تهدید یک رهگذر ناشناس میفروشد. در اینجا، اگرچه تهدیدکننده در معامله حضور ندارد، ولی چون اراده فروشنده آزادانه نبوده، خریدار نمیتواند به استناد قرارداد، مالکیت مغازه را قطعی بداند. تا زمانی که فروشنده تحت فشار، معامله را پس از رفع تهدید تأیید نکند، قرارداد از اعتبار کامل برخوردار نیست. نکتهای که باید به خاطر داشت این است که «عدم نفوذ» با «بطلان» تفاوت دارد. معامله باطل از ابتدا هیچ اثری ندارد، اما معامله غیرنافذ میتواند با تأیید بعدی شخصی که تحت اکراه بوده، معتبر شود. بنابراین، اگر فردی که مجبور به معامله شده، بعد از رفع تهدید، رضایت خود را اعلام کند، معامله از آن لحظه به بعد صحیح و الزامآور خواهد بود.