اگر کسی زمین بایری را با انجام کارهایی مانند تسطیح، حصارکشی یا آبیاری از حالت موات خارج کند، مطابق این ماده قانونی نه تنها بخشهایی را که مستقیماً آباد کرده مالک میشود، بلکه مالکیت او به بخشهای میانی و داخلی آن زمین هم سرایت میکند. به عبارت دیگر، وقتی اطراف یک زمین احیا میشود، قانون به صورت خودکار مالکیت بخش وسط آن را هم به شخص احیاکننده میدهد. منظور از احیا عملیاتی است که زمین را برای بهرهبرداری و سکونت آماده کند. این حکم قانونی از آنجا ناشی میشود که معمولاً زمینهای بایر و موات فاقد مرزهای مشخصی هستند و احیا تنها بخشی از آنها بدون در نظر گرفتن کل قطعه عملی نیست. بنابراین قانونگذار برای جلوگیری از پراکندگی مالکیت و ایجاد وحدت در تصرف، حق تملک کل زمین از جمله وسط آن را برای احیاکننده به رسمیت شناخته است. این ماده برای زمینهای بایر مشمول قوانین اراضی دولتی نیز کاربرد دارد، مگر اینکه خلاف آن در قانون خاصی پیشبینی شده باشد. نتیجه عملی این ماده این است که شخصی که اطراف زمینی را احیا کرده میتواند برای تمام محدوده آن سند مالکیت دریافت کند، مشروط بر اینکه احیای اطراف به نحوی باشد که عملاً کل زمین را تحت تصرف و حفاظت خود درآورد. اگر کسی ادعا کند بخش میانی زمین متعلق به دیگری است یا خود آن را احیا کرده، بار اثبات بر عهده اوست.