فرض کنید همسایهای به شما اجازه داده از حیاط خانهاش برای رسیدن به کوچه عبور کنید. این اجازه یک حق دائمی برای شما ایجاد نمیکند، بلکه یک اذن موقتی است. بنابراین همسایه هر لحظه که اراده کند میتواند این اجازه را پس بگیرد و دیگر نگذارد از ملکش عبور کنید. همین قاعده در مورد همهی حقوق انتفاعی مشابه مثل حق آبکشی یا حقالمرور نیز صادق است. تفاوت اصلی این وضعیت با «حق ارتفاق» در این است که حق ارتفاق یک حق ثابت و دائمی است که معمولاً در سند ملک ثبت میشود و صاحب ملک نمیتواند یکطرفه آن را لغو کند. اما در اینجا صرفاً یک اجازه یا اذن وجود دارد که در هر زمان قابل فسخ است. نتیجه عملی این ماده این است که اگر تنها مجوز شما برای عبور از زمین دیگری یک اجازهی شفاهی یا کتبی ساده باشد، باید بدانید که این اجازه قابل پسگرفتن است و نمیتوانید برای همیشه روی آن حساب کنید. برای داشتن حق عبور دائمی باید آن را به صورت حق ارتفاق در دفتر اسناد رسمی ثبت کنید.